السيد موسى الشبيري الزنجاني

4484

كتاب النكاح ( فارسى )

4 / 10 / 1381 چهارشنبه درس شمارهء ( 481 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس گذشته و اين جلسه : در مورد اين مسأله كه اجازهء در باب فضولى آيا كاشف است يا ناقل ؟ در جلسهء قبل گفتيم آنچه بر اساس اصول و قواعد مىتوان به آن ملتزم شد قول به كشف است ، آن هم كشف حكمى در اين جلسه چند روايتى كه در باب ميراث الازواج است و يك روايت نيز در باب بيع نقل خواهيم كرد ، از آنها نظريه « كشف » به دست مىآيد و البته چون كشف حقيقى محذور ثبوتى دارد - چنانچه در جلسه قبل مشروحاً بيان شد - قهراً كشف مورد روايت ، كشف حكمى خواهد بود . * * * الف ) ذكر روايات دالّهء بر اينكه اجازه در باب فضولى كاشف است نه ناقل : 1 - صحيحه أبو عبيده : موضوع روايت اين است كه صغير و صغيره‌اى را شخصى كه ولى عرفى آنها است ( نه ولى شرعى مثل اب و جدّ ) تزويج كرده است و بعد از آنكه صغير بزرگ شد آن عقد را اجازه داده است و ليكن قبل از آنكه صغيره هم بالغه شود و صلاحيت اجازه پيدا كند او فوت مىكند . در اين فرض سائل از امام عليه السلام سؤال مىكند كه آيا آن زن صغيره از شخص كبير ارث مىبرد ؟ امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايند : بله بايد سهم ميراث او را جدا كرده تا صغير ، نيز بزرگ شود آنگاه آن زن كبيره قسم